تبليغاتX
> دیالوگ(ِِDialogue)
 
 "انگار می خواهد از چیزی  بگریزد که گرفتار اندیشیدن به آن است."
 
 

«یک طرح از کله Klee به نام فرشته نو، Angelus Novus فرشته ای را نشان می دهد که انگار می خواهد از چیزی بگریزد که یکسر گرفتار اندیشیدن بدان است.چشم هایش می درخشند،دهانش باز است،بالهایش گشوده اند.این گونه می توان فرشته تاریخ را تصویر کرد.صورتش به سوی گذشته برگردانده شده است.آنجا که ما رشته ای از رویدادها را می بینیم،او شاهد فاجعه ای است که ویرانه ها را روی هم تلنبار و همه چیز را پیش پای او پرتاب می کند.فرشته مایل است بماند،مرده ها را بیدار کند و هر چیز ویران را بازسازد.ولی توفانی که از جانب بهشت می وزد با چنان شدتی گرد بالهایش می پیچد که دیگر نمی تواند آنها را ببیند.این توفان به شکل مقاومت ناپذیری فرشته را به سوی آینده ای پیش می راند که پشت بدان دارد.در همین حال ،ستون ویرانه ها در برابرش سر بر آسمان می کشد.این توفان همان است که ما توسعه اش می خوانیم.»

والتر بنیامین

 
 
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 15:57 توسط رشيد احمدرش |

•                               

سخن از پژمردن یک گل نیست

جنگل را دریابیم

 اعتیاد به مواد مخدر از لحاظ؛اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،روانی و سیاسی آسیب هایی جبران ناپذیر بر نسل کنونی و حتی نسل های آتی وارد می کند.

•         3- کشور ما دارای بافت جمعیتی جوان است ، لذا در معرض خطر بیشتری قرار دارد.

•         4- قرار گرفتن ایران درمسیر ترانزیت مواد مخدر به اروپا و امریکای شمالی.

•         5- اعتیاد می تواند باعث عدم مشارکت سیاسی و اقتصادی  می شود.

 

                                                                                 

•          ذکر چند نکته ضروریست!

•         1-گفتن اینکه مصرف مواد مخدر در طول تاریخ بشر همراه انسان بوده است ،و بشر اولیه با تغییر در حالت طبیعی برخی از انواع گیاهان جهت تسکین درد ویا سایر موارد استفاده می نموده است، کمکی به حل   مساله اعتیاد نمی کند.

•         2- نادیده انگاری ،پوشاندن،کم اهمیت جلوه دادن ،نگاه صرفا اخلاقی ، کمکی به حل   مساله اعتیاد نمی کند.

•         3-اعتیاد مساله اجتماعی جامعه مدرن است!لذا حل آن نیازمند نگرش فرهنگی- اجتماعی نوین به این مساله است.

•         4- اعتیاد معلول مسایل اجتماعی دیگر است!

•         اعتیاد به مواد مخدر قبل از اینکه یک مساله صرف روانشناختی یا زیست شناختی باشد ، یک مساله حاد اجتماعی است با تمام ویژگیهای آن.

•         2- کنترل یا حل یک مساله اجتماعی نیازمند ایجاد حساسیت در نهادها ی اجتماعی موجود نسبت به آن مساله و نیز ایجاد نهادهای لازمی است که  دامنه آسیب های ناشی از آن مساله را تقلیل ده  د.                         

انواع آسیب های اجتماعی

•          1- انحرافات اجتماعی :( هر عملی که بر خلاف هنجارها،رسوم ،قوانین و یا عرف اجتماعی باشد.)

•          2- جرایم اجتماعی (هر عملی که در خور مجازات باشد-دورکیم-)

•          * هر جرمی انحراف است اما هر انحرافی جرم نیست.   ** آسیب های اجتماعی نسبت به مکان و زمان خود ماهیتی نسبی دارند.

•          3- مسایل اجتماعی :(لزوما نه جرم است و نه انحراف،ولی می تواند زمینه ساز بسیاری از آسیب ها به جامعه باشد.نظیر؛فقرو بیسوادی و اعتیاد)

                         نظریه های اجتماعی مربوط به اعتیاد:

•          1- نظریه کنترل اجتماعی ( SOCIAL CONTROL)2- نظریه خود کنترلی (SELF CONTROL)3-یاد گیری اجتماعی (SOCIAL LEARNING)4- نظریه تضاد (CONFLICT THEORY)

•          يك مسئله اجتماعي (SOCIAL PROBLEM)عبارت است از :نوعي رفتار كه در نظر بخش عمده اي از افراد یک جامعه در تضاد با يك يا چند هنجار پذيرفته شده و تثبيت شده باشد. ( مرتون و نيزبت 191:1)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 23:6 توسط رشيد احمدرش |

 



                                  ادعای تقلب در انتخابات افغانستان
+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 23:14 توسط رشيد احمدرش |

روز گذشته كمیسیون رسیدگی به شكایات انتخابات افغانستان اعلام كرد آرای حامد كرزای به زیر پنجاه درصد تنزل کرده که با تایید این خبر و بر اساس قانون انتخابات این کشور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم كشیده خواهد شد.

در همین حال، سخنگوی كمیسیون مستقل انتخابات افغانستان هم كه مسئول اعلام نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری این كشور است امروز ـسه‌شنبه‌ـ گفت كه دور دوم برای انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان ضروری است و این دوره در هفتم ماه نوامبر - 17 روز دیگر ـ برگزار خواهد شد. «حامد كرزی» هم این تصمیم كمیسیون مستقل انتخابات را تائید كرده و موافقت كرد كه دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم نوامبر برگزارخواهد شد.

اعلام این موضوع در حالی است که طبق نتایج اولیه انتخابات افغانستان ، آرای كرزای حدود 55 درصد از كل آرا اعلام شده بود که در صورت تایید می توانست وی را برای بار دوم راهی کاخ ریاست جمهوری کند.

ین گزارش می افزاید، از نخستین روزهای اعلام نتایج انتخابات در افغانستان نامزدهای رقیب کرزای و برجسته تر از همه عبدالله عبدالله که رقیب اصلی وی محسوب می شد مدعی تقلب گسترده و سازماندهی شده از سوی کرزای شدند که علی رغم موضع سرسختانه حامد کرزی مبنی بر صحت انتخابات، شواهد و دلایل ارائه شده به کمیسیون رسیدگی به تخلفات انتخاباتی به گونه ای بود که در نهایت راهی جز پذیرش کشیده شدن انتخابات به دور دوم با توجه به کاهش آرای وی به زیر 50 درصد برای او باقی نگذاشت.

اما جدای از این رخداد مهم و تاثیر آن بر تحولات منطقه موضوعی که با واکنش رسانه های مختلف کشورمان مواجه شده است شتابزدگی مسئولین امر در ارسال پیام تبریک آقای احمدی نژاد به حامد کرزای برای پیروزی در انتخاباتی بود که از همان ابتدا حرف و حدیث بسیاری را به دنبال خود داشت.

منبع:تابناک

+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 22:42 توسط رشيد احمدرش |

برگرفته از کتاب: عروسک و کوتوله ترجمه مراد فرهاد پور

«این‌که همه چیز «به روال همیشگی» پیش می‌رود، خودِ فاجعه است.

فاجعه آن امکانی نیست که هماره پیش‌رو است، بلکه همین وضعیت موجود است.»[N9a.1]

                                                                   

برای درکِ این «روال همیشگی» و «وضعیت موجود»، «ما به تاریخ نیاز داریم، اما نه بدان‌گونه که ولگردهای لوس پرسه‌زن در باغ معرفت بدان نیاز دارند. (نیچه، در باب فواید و مضار تاریخ) سوژه‌ی معرفت تاریخی خودِ طبقه‌ی مبارز و ستمدیده است.»[تز 12] یعنی، آن که باید به آگاهی تاریخی دست یابد، «ستمدیدگان»اند. زیرا «سنت ستمدیدگان به ما می‌آموزد که وضعیتِ استثنایی یا اضطراری‌ای که در آن به‌سر می‌بریم، خودِ قاعده است. باید به تصوّری از تاریخ دست یابیم که با این بصیرت خوانا است. آن‌گاه به روشنی درخواهیم یافت که وظیفه‌ی ما ایجاد یک وضعیت اضطراری واقعی است.»[تز 8] برای ایجاد این وضعیت، «مرد آن است که پیوستار تاریخ را منفجر و منفصل سازد.»[تز 16] بدین صورت که با گذشته‌ی بارشده از خصلت انفجاری «زمان اکنون»، گسلی در سیرِ یکنواخت تاریخ ایجاد کند، گسستی که در «روال همیشگی» فاجعه شکاف و تَرَک می‌اندازد و پیوستارِ تاریخی شکستِ ستمدیدگان را متوقف می‌نماید. معنی دیگر این گسست، آن است که سوژه‌ی معرفت تاریخی در عرصه‌ی تاریخ حضور یافته است. و خصلتِ سیاسی این حضور، مستلزم این است که گذشته را در راستای دست‌یافتن به تصوّری از تاریخ بر اساس سنت ستمدیدگان، و نیز بر مبنای مطالبات حال حاضر قرائت کند. لذا «صورت‌بندی و بیانِ روشن گذشته به شکل تاریخی، به معنای تصدیق آن «همان‌گونه که واقعاً بوده» نیست. معنای آن به‌جنگ‌آوردنِ خاطره‌ای است که هم‌اینک در لحظه‌ی خطر درخشان می‌شود. ماتریالیسم تاریخی بنا است آن تصویری از گذشته را حفظ کند که خود را در لحظه‌ی خطر، به شیوه‌ای غیرمنتظره، بر سوژه‌ی تاریخی نمایان می‌سازد. این خطر هم سنت و هم وارثان آن، هر دو، را تهدید می‌کند: خطر تبدیل شدن به ابزار طبقات حاکم. بیرون‌کشیدن سنت از باتلاق سازش‌گری که هرآینه ممکن است آن را فروبلعد، تلاشی است که در هر عصری باید از نو صورت پذیرد. مسیحا فقط در مقام مسیحا ظاهر نمی‌شود، او در نقش آن کسی که دجّال [Antichrist] را مقهور می‌کند، پا به میدان می‌نهد. عطیه‌ی دمیدن بر بارقه‌ی امید فقط از آنِ همان مورّخی خواهد بود که کاملاً اطمینان دارد، در صورت پیروزی دشمن، حتی مردگان نیز ایمن نخواهند بود. و این دشمن تا به امروز هماره فاتح بوده است.»[تز 6] از سویی، «تصویر حقیقی گذشته تیزوتند می‌گذرد. گذشته را فقط در هیأت تصویری می‌توان به چنگ آورد که در آن لحظه که می‌توان بازش شناخت، درخشان گردد و از آن پس دیگر هرگز دیده نشود.... آن خبرهای خوشی که تاریخ مورخِ [وقایع] گذشته با دلی تپنده بازگو می‌کند، ممکن است درست در لحظه‌ای که دهان خود را می‌گشاید در خلأ گم شوند.»[تز 5] اما یادآوری این توجه لازم است که «یأس از به‌چنگ‌آوردن و حفظ تصاویر تاریخی راستین در لحظات کوتاهِ درخششِ آن‌ها ریشه در نوعی فرآیند همدلی دارد که منشأ آن سستی و کاهلی دل [acedia] است.» این حالت، علتِ ریشه‌ای اندوهی پنداشته شده که ماهیت آن، همدلی پیروان تاریخی‌گری با فاتحان است. زیرا «همه‌ی حاکمان وارث آنانی‌اند که پیش از ایشان فاتح شدند و از این رو است که همدلی با فاتحان در همه حال به سود حاکمان است.... هر آن کس که از هر نبردی فاتح بیرون آمده است، تا به همین لحظه شریک و همگام آن موکب پیروزمندی است که در آن، حاکمانِ امروز پا بر سر افتادگان مغلوب می‌نهند.»[تز 7] بنابراین، «تاریخْ موضوعِ ساختن/ تعبیری است که عرصه‌ی [شکل‌گیری] آن نه زمان همگن و تهی، بلکه زمان انباشته از [بار انفجاری] «زمان اکنون» است.»... آن‌هم، «در حکم گذشته‌ای بارشده از «زمان اکنون»... که به دست او منفجر و از پیوستار تاریخ گسیخته» می‌شود. [تز 14] ««زمان اکنون» در روایت بنیامین، که معرّف فشردگی و تراکم کل زمان در لحظه‌ی اکنون است، حاکی از گسست پیوستار تاریخ و ظهور واقعیتی نو است، نه گریز از چرخه‌ی زمان به نیروانا.» [پاورقی ص165]

پس، مورّخ «منظومه‌ای [از حقایق تاریخی] را درمی‌یابد که اجزای متشکله‌ی آن عبارت‌اند از دوره‌ی خود او و دوره‌ای معین در گذشته. او از این طریق، برداشت یا تصوری از زمان حال را به‌منزله‌ی «زمان [مبتنی بر] اکنون» که رگباری از خرده‌ها و ترکش‌های زمانِ مسیحا در آن نفوذ کرده است، تثبیت می‌کند.» [پیوست الف/ ص165] از این رو، «تاریخ همان انتظار و امید برخاسته از رنج گذشتگان است، که در آن هر لحظه‌ای ممکن است لحظه‌ی رستگاری، لحظه‌ی انقلاب و رهایی از تکرار اسطوره‌ای باشد.» [پاورقی صص165 و 166]

+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت 20:32 توسط رشيد احمدرش |

 

طی چند روز گدشته مسایلی در دانشگاه پیام نور مرکز بوکان روی داده است( مساله تدریس مقدمات آمار)که بنابر اصرار دوستان و به ویژه دانشجویان محترم به عنوان مدرس گروه علوم اجتماعی -که از زمان تاسیس این رشته در مرکز بوکان یعنی سال 81 با دانشگاه همکاری داشته ام ،-پس از مطالعه  مطلب آقای شیخی و به ویژه نظرات مخالفان و موافقان او تصمیم گرفتم ذکر چند نکته را تذکر دهم.

                                                   
1- بحث بر سر تدریس تخصصی دروس رشته های مختلف به خصوص رشته علوم اجتماعی به چند ترم پیش بر            می گردد.همانطور که آقای آک در جریان هستند بیشتر با اصرار بنده دروس زبان تخصصی 1 و 2 علوم اجتماعی که گروه زبان آن را تدریس می کردند و نیز آمار مقدماتی و آمار در علوم اجتماعی که توسط دوستان گروه ریاضی تدریس می شد و اتفاقا هم دانشجویان و هم اساتید به نوعی به آن معترض بودند ، به پیشنهاد اینجانب و موافقت دوستان و نیز مدیریت وقت دانشگاه بر عهده  گروه علوم اجتماعی گذاشته شد .چنان که مقرر شد تا اینجانب دروس زبان تخصصی و نیز آقای آک دروس آمار را تدریس کنند                               .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 19:37 توسط رشيد احمدرش |

سرمایه ، لیدا ایاز: فرمانده نیروی انتظامی کل کشور گفت: «در راهپیمایی 13 آبان جنبش سبز و هر جنبش دیگری می تواند شرکت کند و فریاد بزند، شعار بدهد و اعتراض کند. ما با جنبش هایی که در چارچوب قانون عمل کنند کاری نداریم. اما اگر این اعتراضات به آشوب و اغتشاش کشیده شود نیروی انتظامی برخورد می کند.» سردار اسماعیل احمدی مقدم روز گذشته در حاشیه دیدار مردمی در ساختمان پلیس 197 و در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال «سرمایه» درباره موضع نیروی انتظامی پیرامون احتمال حضور جنبش سبز در راهپیمایی 13 آبان گفت
: «13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی است و طبیعی است حرکت های خودجوش در آن شرکت کنند از جمله تشکیلات دانشجویی. برای روز قدس و فوتبال همه نگران بودند اما اتفاق خاصی نیفتاد. البته بعد از بازی فوتبال نزدیک به چهل نفر تلاش کردند شعار بدهند که نشد بنابراین روز 13 آبان هم مشکلی نخواهیم داشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 19:25 توسط رشيد احمدرش |

                                              
  عباسپور تهرانی رئیس کمیسیون آموزش مجلس نیز با بیان اینکه «بسیاری از مدیران ما مدارک شان زیر سوال است»                              
سرمایه : با صدور احکام مجازات جاعلان مدرک تحصیلی و افرادی که از این مدارک استفاده می کنند، پرونده مسوولان دولتی که همزمان با کسب پست های کلیدی به استفاده از مدارک جعلی تحصیلی متهم شدند، در روندی طبیعی و فارغ از فشارهای سیاسی باید در مرحله پیگیری قانونی قرار گیرد.چند روز پیش بابک رزم ساز معاون دادستان تهران اعلام کرد: «بر اساس ماده 527 قانون مجازات اسلامی جاعلان مدرک تحصیلی علاوه بر جبران خسارت به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهند شد و مجازات های تعیین شده برای جعل مدرک تحصیلی همچون جعل سند رسمی است.»
معاون دادستان تهران با استناد به ماده 527 قانون مجازات اسلامی گفت: «هر کس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا دانشنامه های تحصیلات خارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 19:0 توسط رشيد احمدرش |

دانیل میتران طی سخنانی در پارلمان اقلیم با اشاره‌ به‌ موقعیت حساس کوردستان بر ضرورت اتحاد و همبستگی ملت کورد تاکید نمود.Danielle%20Mitterand.JPG
"دانیل میتران"، چهره‌ی شاخص فرانسوی در نشست  (سه‌شنبه‌-6اکتبر) پارلمان کوردستان حضور یافت و با اشاره‌ به‌ پیوندهای دیرینه‌اش با کوردها بیان داشت: "کوردستان را میهن خویش می‌دانم و از برگزاری آزاد و دمکراتیک انتخابات اخیر پارلمانی به‌ خود بالیدم."

وی در ادامه‌ اظهار داشت: "بسیار خوشحالم که‌ زنان در پارلمان حضوری فعال و برجسته‌ دارند و تعداد نمایندگان زن پارلمان کوردستان از تعداد نمایندگان زن پارلمان فرانسه‌ بیشتر است و این نشانه‌ی آزادی انتخاب در کوردستان است."

دانیل میتران در ادامه‌ بیان داشت: "در کوردستان تغییرات جدی صورت گرفته‌ است و با نخستین باری که‌ با شما،‌ مصادف با کوچ مردم در سال 1991، دیدار کردم، کاملا تغییر کرده‌ است."

وی افزود: "از صحنه‌های این کوچ و خاطرات باقی ماندگان شیمیایی باران و انفال در کمپ‌های ماردین و دیاربکر و موش در کوردستان ترکیه‌ بسیار متأثر شدم و این تصاویر تاثیرات عمیقی بر افکار عمومی در سرتاسر جهان و خصوصا فرانسه‌ گذاشت."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 18:52 توسط رشيد احمدرش |

"زیاد مهم نیست اگر کسی راهش را در شهری پیدا نکند، اما اگر کسی می­خواهد راهش را در

                             شهری گم کند، این نیازمند تمرین است."                   

                                             والتر بنیامین ـ خاطرات کودکی

                                       

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 23:57 توسط رشيد احمدرش |

 
008649.jpg
سيد محمدعلي ناظم زاده
اشاره: اعتياد به مواد مخدر پديده اي جديد و خاص زندگي مدرن است. چرا كه مصرف مواد مخدر اگر هم در گذشته وجود داشت، به عنوان اعتياد و يا انحراف شناخته نمي شد. اما با گسترش فرهنگ مدرن، ارزش ها و هنجارهاي مدرن نيز رواج يافته و كنش ها و رفتارهايي چون اعتياد به مواد مخدر متعارض با هنجارها تلقي شده و علم جامعه شناسي نيز كه وظيفه شناخت و تأثيرات هنجارها را دارد، انحرافات اجتماعي را مورد كاوش و پژوهش قرار داده و به تبيين علل و عوامل پيامدهاي انحرافات مي پردازند. جدا از اين مسئله، اعتياد پديده اي آشنا براي هر ايراني است. روزانه ۲۰۰۰ كيلو از انواع مواد مخدر در كشور ما مصرف مي شود و سالانه ۱۲۰ تن از اين مواد كشف و ضبط مي شود. ايران تبديل به معبر ترانزيتي براي مواد مخدر شده، جوانان و نوجوانان به طور بالقوه در معرض اعتياد به مواد مخدر هستند و اعتياد در ميان دانش آموزان و خوابگاه هاي دانشجويي از مسائل روز و مورد توجه در جامعه است. افراد و جوانان بسياري نيز براي كسب درآمد به تجارت مواد مخدر مي پردازند و باندهاي بزرگ سوداگر مرگ درآمدهاي هنگفتي از اين زمينه كسب مي كنند كه طي گزارشي، سالانه ۶۰۰ ميليارد دلار سود تجارت مواد مخدر در جهان است.بنابر اين اعتياد به مواد مخدر از مسائل و معضلات اجتماعي عصر حاضر خصوصاً در كشورهايي مانند ايران با شرايط اجتماعي جوان و شرايط جغرافيايي خاص خود مي باشد. فرد معتاد به علت اين كه پا را فراتر از هنجارها و ارزش هاي اجتماعي گذاشته، منحرف تلقي مي شود. او بيماري فردي و رواني ندارد، مجرم هم نيست. وي بيماري است كه معلول شرايط اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي است و منحرفي است كه مسير انحرافي اش، او را به ديگر انحرافات نيز سوق مي دهد. در جامعه اي مانند ايران اعتياد از مرز مسئله و پديده اجتماعي گذشته، تنها به عنوان يك انحراف نيز نبايد تلقي شود، اعتياد بحراني اجتماعي براي ايران است كه اگر به آن رسيدگي نشود، انواع و اقسام انحرافات، بيماري ها و مشكلات اجتماعي را در آينده اي نزديك به دنبال خواهد داشت. در اين مقاله سعي شده ضمن تعريف پديده اعتياد، به علل و عوامل مؤثر بر آن پرداخته شود و نظريه هاي مربوط به اعتياد نيز بررسي شده و در انتها برخي راهكارها و راه حل هاي مورد اشاره در زمينه رفع معضل اعتياد نيز مورد توجه قرار گيرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 23:43 توسط رشيد احمدرش |

ریشه های شکل گیری نظریه انتقادی

     اولین و ابتدایی ترین و انتقاد برانگیزترین تفسیر از نظریات مارکس درچارچوب جبرگرایی اقتصادی مطرح شد . به نظر جبرگرایان اقتصادی ، اقتصاد سیاسی دارای اهمیت درجه ی یک است و اقتصاد سیاسی تعیین کننده ی همه ی بخش های دیگر جامعه ، سیاست ، دین ، نظام های فکری وغیره می باشد .به عبارتی بخش اقتصادی اهمیت تعیین کننده ای دارد وسایرجنبه های اجتماعی چون سیاست ودین وغیره همچون روبنایی تحت تأثیر این زیر بنای اقتصادی قرار        می گیرند .

جبرگرایی اقتصادی قایل به وجود ساختارهایی درسرمایه داری است که به گفته ریتزر رشته فراگردهایی درآنها عجین شده اند که خواه ناخواه سرمایه داری را ازپا درمی آورند .

دو انتقاد کلی براین دیدگاه وجود دارد :

1- نادیده گرفتن اندیشه ی دیالکتیکی مارکس دراستنباط بخشهای مختلف اجتماعی وتأثیر مقابل دایمی بین آنها .

2- نادیده گرفتن کنش فردی سیاسی  .

    درنتیجه انتقادهای بالا گرایشهای مارکسیسم هگلی شکل گرفت که درآن تلاش های بیشتری درجهت ایجاد رابطه ی دیالکتیکی میان جنبه های ذهنی وعینی زندگی اجتماعی ، شکل گرفت . علاقه آنها به عوامل ذهنی پایه ی اصلی نظریه انتقادی بود که یکسره برعوامل ذهنی تأکید می ورزید .

    جرج ریتزر – ازلوکاچ وآنتینو گرامشی - به عنوان دومارکسیست هگلی عمده یاد می کند . لوکاچ دراثر عمده اش « تاریخ و آگاهی طبقاتی»  برجنبه ی ذهنی نظریه مارکسیستی که عمدتآ برپایه ی « دست نوشته های اقتصادی وفلسفی » مارکس درسال 1844 بودند ، تأکید داشت . لوکاچ مفاهیم اساسی چیزوارگی وآگاهی طبقاتی را مطرح کرد. لوکاچ طلسم انگاری[1] کالاها را فراگردی می داند که طی آن کنشگران درجامعه ی سرمایه داری برای کالا وبازارشان وجود عینی مستقلی قایل می شوند .

طلسم انگاری کالاها محدود به نهاد اقتصادی است اما چیزوارگی این مفهوم ازعینیت و موجودیت کالاها را درسطح گسترده تری چون دولت ، قوانین وکلیه بخشهای نظام اقتصادی ، مطرح می کند دراین فرآیند است که انسان خود را یکسره بازیچه اقتصاد می انگارد . اولین مفهوم اصلی لوکاچ آگاهی طبقاتی است .

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 19:14 توسط رشيد احمدرش |

   

                        رشید احمرش                  

 

   دختری تا روز مرگ

فرش بافت و گل چید

ولی هرگز نه فرشی برای خود داشت

ونه کسی

گلی به مزارش سپرد!

-بی کس -

 از روزگارانی که در این دیار نه از ماشین های آخرین مدل،نه از کارخانه های تمام اتومات،نه از خیابانهایی با وینرین های چنان پر زرق و برق ،نه از اینترنت و ماهواره و حتی تلویزیون و سایر تکنولوژیهایی که ( بخوانید مظاهر و دست آوردهای مدرنیزاسیون اتوبانی!!)که بنابود باری از گرده آدمی بردارند و گرهی از کارش بگشایند تا او نفسی از سر راحتی بکشد،پدران و مادران ما اگر هم رنجی می  کشیدند ولی نانی داشتند بر سفره شان که با طیب خاطر و روح و روانی راحت می خوردند.خلاصه اینکه اقتصاد معیشتی مبتنی بر کشاورزی و دامداری نه تنها تا حدود زیادی منطقه ما ( کردستان) را خود بسنده و خودکفا می کرد بلکه در بسیاری از موارد به نیروی کار بیرونی از سایر مناطق همجوار هم نیاز داشت.مزید بر نیروی کار فصلی که به ویژه در فصل برداشت محصول و برای انجام اموری نظیر؛درو ؛علف چینی و یا کار های مربوط به دامداری  به کردستان سرازیر می شد ،افراد بیشمار دیگری هم از طریق فروش اقلامی ماند؛کشمش،شکر،عطر و ادویه و...و یا انجام امور مرتبط با سرگرمی و تفریح _عموما در فصول پاییز و زمستان_ از خوان پرنعمت کشاورز و دامدار این منطقه منتفع می گشتند و به قول معروف به شکرانه لطفی که میزبان  در حقشان روا می داشت، صد صلوات بر دیدارش می زدند!

                                             

   رزوگاری بود که از دامنه های سبز و پر آب "قندیل"، "آربابا"، "شاهو"، " طرغه" ، "کله شین"، "لندی شیخان" و...صدای خروشان آبشارها و آبراهه ها همراه با صدای کبک و تیهو دل و روح هر رهگذری را می ربود .هنوز صدای چکمه های  رضا خان و مدرنیزاسیون اتوبانی سقط شده اش ،آرامش و هارمونی منطقه را به هم نزده بود.مردم که تنشان بوی علف می داد ،مالامال بودند از آرامش و صفا و سادگی .خلاصه کنم در آن ایام مردم گنج شان ، رنج راهشان نبود! غم یا نبود و یا خیلی کم بود. .....  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 3:0 توسط رشيد احمدرش |

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:36 توسط رشيد احمدرش |

 

ما را ببخشيد اگر شما در درشكه هايتان

     تكان تكان مي خوريد

اين جاده كه بر آنيد شانه هاي ماست

داريم تاريخ مان را تشييع مي كنيم

 

 

از:رضا ولی زاده

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:25 توسط رشيد احمدرش |

      

              از: دکتر تقی آزاد ارمکی

در اینکه چرا جامعه شناسان ایرانی باید به تحلیل علمی شرایط امروز ایران بپردازند، دلایل بسیاری وجود دارد. حداقل شرط، ابهامی است که جامعه در مورد وضعیت فعلی دارد. مردم و افراد وکنشگران اجتماعی که در مورد وضعیت ابهام دارند، اگر عملی هم انجام دهند بیش از اینکه کمک کننده به جامعه باشد،‏‏موجب دردسر و مشکل و حادثه های جدید خواهد بود. بدین لحاظ است که جامعه شناسان و دیگر منتقدان و اندیشمندان اجتماعی امکان ورود به جامعه و ارائه تصویری دقیق از وضعیت را دارند. از طرف دیگر، اگر جامعه شناسان ایرانی تصوری از شرایط نداشته باشند و نتوانند شرایط را تحلیل کنند،‏ دیگر چه کاری می توانند انجام دهند. ایا باید انها هم مانند مدیران اجرایی در جریان نظارت و کنترل اجتماعی از بالا مشارکت کنند یا اینکه به انزوا رفته و مانند کاسبکاران به انتظار مشتری بنشینند. انتظاری که می تواند به حادثه جدید بینجامد و بسیاری از این موقعیت به نفع شخصی و گروهی و حزبی و جناحی شان بهره بگیرند. اگر کمی با زندگی بزرگان جامعه شناسی اشنایی داشته باشیم، نوع مشارکت مان را در حوادث و شرایط جدید بهتر خواهیم فهیمد. جامعه شناسان بزرگ کمتر شرایط را ترک کرده و به گوشه رفته و در خلوت به بحث و گفتگو و تالیف کتاب اقدام کرده اند. جامعه شناسی با مدنیت و مدرنیته و بحرانهای ان ساخته و رشد کرده است. نمی شود برای بقای جامعه شناسی در ایران گوشه نشینی اختیار کرد. بر عکس برای بقای جامعه شناسی و مفید شدن ان مشارکت در حوادث و وقایع لازم است.
      ایا برای جامعه شناس شدن نیاز به ”سوپر استراکچر شدن” است؟ بعضی از دوستان و علاقهمندان برای دور کردن ما از شرایط پیشنهاد سوپر استراکچر شدن را می دهند. در این شرایط یادشان می اید که ما می توانستیم ادم های مفید و بزرگی باشیم و برای بزرگ شدن بهتر است حرفی نزنیم تا به عنوان سرمایه ای ملی برای آینده باقی بمانیم. زبان و کلام اخلاق و رفاقت است. تهدید پشت تهدید در خلوت . بیشتر در اطاق کار به سراغم می ایند و تذکرات متعدد اخلاقی می دهند. البته با رعایت همه شئونات اخلاقی. بنده را به سکوت و وارد نشدن در نقدهای اجتماعی نسبت به وضعیت موجود دعوت می کنند. اغلب می گویند بهتر است اول فرد مهمی بود بعد سخنی گفت. برای بزرگ شدن هم نیاز به شرایط است و شرایط را هم صاحبان قدرت و و مدیریت فراهم خواهند کرد. اگر قصد مهم شدن وجود دارد بهتر است تحلیلی جامعه شناختی از شرایط ارائه نشود.  با همه مشکلاتی که در پیش است سوپر استراکچر شدن را پیشنهاد می کنند. گفته می شود که اگر زمانی همه نسبت به شما اتفاق نظر داشتند و ایده های شما را قبول کردند سخن گفتن روا می باشد و الا بهتر است کار حداقلی که اموزش است دنبال شود. از در احتیاط می گویند مبادا سعی کنید که در مورد شرایط جاری جامعه تحلیل ارائه دهید. تحلیل کار جامعه شناسی و جامعه شناسان نیست. و ….


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:14 توسط رشيد احمدرش |

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:12 توسط رشيد احمدرش |

            رشید احمدرش       

 

 نظريه انتقادي به تعبير هوركهايمر در مقابل نظريه سنتي قرار دارد.از اين رو مسائل و موضوعات آن مغاير با مسائل و موضوعات مطروحه در نظريه هاي سنتي جامعه است.  متفاوت از نظريه ماركسيسم وپوزيتيويسم بوده و منتقد ديدگاههاي ماركسيستي، اثباتي و تفهمي است. به كار گيري مكتب فرانكفورت با توجه به پيدايش و رشد ديدگاه انتقادي در شهر فرانكفورت آلمان معنا مي يابد. اين نامگذاري به خاطر تاسيس موسسه مطالعات اجتماعي در شهر فرانكفورت است (آزادارمكي، 1376، ص 133). ولي بايد خاطر نشان كرد كه عنوان مكتب فرانكفورت تا موقعي كه اعضاي موسسه به آلمان مراجعت نكردند مورد استفاده قرار نگرفته بود (باتومور، 1370، ص 14).

 

معرفی مکتب فرانکفورت

   تئودور آدورنوو ماکس هورکهایمر، دو فیلسوف – جامعه شناسی نئو مارکسیست آلمانی ، درسال 1930 مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی دیالکتیکی را که فلسفه اجتماعی انتقادی نیز نام گرفته است ، با فعالیت های خود درمؤسسه تحقیقات اجتماعی شهرفرانکفورت و انجام پژوهش ها ونگارش آثار انتقادی خویش بنیان گذاشتند . درطول سلطه ی نازی ها برآلمان این مؤسسه عملآ به شهرهای ژنو و سپس به نیویورک و لس آنجلس نقل مکان کرد . اما کار بر روی بینان های این مکتب ، از جمله نظریه انتقادی همچنان ادامه داشت . درواقع عنوان نظریه انتقادی به نگارش برنامه ریزی شده مقایسه ای با عنوان « نظریه ی سنتی و نظریه ی انتقادی » از ماکس هورکهایمر بازمی گردد که بعدها درقالب کتابی با همین عنوان به چاپ رسید و این اثر به نوعی درکنار مهمترین اثر فلسفی این مکتب یعنی دیالکتیک روشن گری دراصل مانیفست آغازین مکتب فرانکفورت محسوب می شود .

   نظریه پردازان مکتب فرانکفورت پیرو سنت فلسفی هگل و دربرخی گرایش های فرعی پیرو کانت هستند . درعین حال وجه مشترک تمامی گرایش های موجود دراین مکتب ناسازگاری با شرایط حاکم ونقد مناسبات موجود اجتماع است که نظریه پردازان این مکتب را وادار می سازد در شاخه های گوناگون و هر یک درحوزه های علمی وفلسفی موضوع تخصص خویش وضعیت موجود را به نقد کشند . دراین میان هورکهایمر قصد داشت با یاری جستن از علوم اجتماعی تجربی و فلسفه ی اجتماعی بر بحران پیش روی مارکسیسم درآلمان دهه های 20و30 چیره شود . درواقع یکی از اولویت های چنین رویکردی آن بود که ناهنجاری ها ، نابسامانی ها و کمبود های اجتماعی که زمانی درپس پرده ی شبه اسطوره و گفتمان مذهبی پنهان می ماند ،آشکار و از آنها پرده برداشته شود تا بتوان به یاری علوم یادشده ووضع قوانین اجتماعی جدید و ارائه راه حل های علمی برآنها چیره شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 11:3 توسط رشيد احمدرش |

كودك و معلوليت

+ نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 1:0 توسط رشيد احمدرش |

 

 رشید احمدرش                                         

درآمد:                                                     

پايه و اساس شكل گيري مكتب فرانكفورت، شكل‌گيري موسسه پژوهشي اجتماعي بود كه رسماً در تاريخ 3 فوريه 1923 طي فرماني از سوي وزارت آموزش و پرورش تأسيس شد. اين موسسه وابسته به دانشگاه فرانكفورت بود، ولي خود موسسه صرفاً نتيجه و حاصل مطرح شدن چندين برنامه پژوهشي راديكال بود كه "فليكس ويل " (Felix Will) فرزند يك تاجر ثروتمند غله، در اوايل سال 1930 اجراي آنها را بر عهده گرفت، از اين رو در تابستان 1922، وي نخستين هفته كار ماركسيستي را در اين موسسه سازماندهي كرد. موسسه در شرايط ويژه‌اي كه ناشي از پيروزي انقلاب بولشيويكي در روسيه و شكست انقلاب‌هاي اروپاي مركزي (يه ويژه در آلمان) بود پي‌ريزي شد؛ به طوري كه مي توان شكل گيري اين موسسه را به مثابه پاسخي دانست در برابر احساس نياز روشنفكران جناح چپ به ارزيابي مجدد نظريه ماركسيستي .
   موسسه فرانكفورت بخشي از يك جنبش فكري وسيع تر موسوم به ماركسيسم غربي به شمار مي‌رفت كه خصيصه‌هاي اصلي آن از يك سو ارائه تفاسير مجدد عمدتاً فلسفي و هگلي از نظريه ماركسيستي درباره جوامع سرمايه داري پيشرفته و از سوي ديگر ارائه ديدگاهي كاملاً انتقادي نسبت به تحول جامعه و دولت در اتحاد جماهير شوروي بود (باتومور، 1370، ص13).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 0:14 توسط رشيد احمدرش |

بر اثر انفجار يك مين در مريوان  6 تن از کاسبکاران مریوان کشته و زخمی شدند.براساس گزارشات رسيده در تاريخ 5 تير ماه 88 بر اثر انفجار مین در شهر مرزی مریوان 6 نفر کشته و زخمی شدند.

در همين رابطه ایرج حسن زاده معاون سیاسی و امنیتی استاندار کردستان به خبرگزاري مهرگفت:

این انفجار در منطقه بایوه و در 25 کیلومتری شهر مریوان رخ داده و در جریان آن 3 نفر کشته و 3 نفر دیگر زخمی شده اند.

معاون سیاسی و امنیتی استاندار کردستان بیان داشت: بررسی دلایل وقوع این حادثه ادامه دارد.محمد کياني فرماندار مريوان نيز در باه اين حادثه به خبرنگار ايرنا گفت: براي اين افراد در ساعت چهار صبح امروز و در نقطه صفر مرزي، در حد واسط دو روستاي باشماق و باويوه شهرستان مريوان حادثه رخ داده است.
کياني گفت:اين افراد بودن توجه به علايم هشدار دهنده نصب شده در محل نسبت به تردد در خطوط مرزي اقدام کرده اند که متاسفانه با اين حادثه روبرو شده اند.
وي از اين افراد نام نبرد و گفت: اين افراد همگي مرد هستند و بين 23 تا 27 سال سن دارند.
مريوان در 126 کيلومتري غرب سنندج مرکز استان کردستان واقع است.

اين چندمين انفجار مين در سال جاري بوده؛و اين درحالي است كه مسئولين مين زدايي سال گذشته خاتمه پاكسازي را دراستان هاي كردستان و آذربايجان را اعلام نموده اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 15:21 توسط رشيد احمدرش |

   منبع:رخداد

هوشنگ افتخاری راد  دهه 80 ميلادي، زمان افول نظريه‌ها و جنبش‌هاي چپ‌گرا بود. اگرچه مکاتبي چون مکتب بوداپست، مکتب فرانکفورت و پراگ نحله‌اي از چپ را در دهه‌هاي 50 و 60 بسط و گسترش دادند که باعث تحرک و پويايي در آن شد و نيز شورش مه 1968 تاثيرات عمده‌اي به‌جا گذاشت. اما دهه 80 که زمان افول چپ به حساب آمد، درست در اين هنگام دو نظريه‌پرداز سياسي مارکسيست؛ يعني ارنستو لاکلائو و شانتال موفه در سال 1985 با چاپ کتابي تحت عنوان «هژموني و استراتژي سوسياليستي» يکبار ديگر توانستند نظريه‌هاي مارکسيستي را به تحرک وادارند، از آنجا که مارکسيسم کلاسيک مبتني بر جبر اقتصادي بود، اين دو تلاش کردند با تئوريزه کردن عناصر راديکال يک جامعه، آن را به حيطه سياسي وارد کنند تا جنبش‌هاي اجتماعي نقش تازه‌اي ايفا کنند.

گفتني است هر دوي اين نظريه‌پردازان در شورش مه 1968 به عنوان دانشجو فعال بودند و با گرايشات مارکسيستي که داشتند، توانستند اين تجربه خود را بعدها در نظريه‌پردازي‌هاي سياسي خود به‌کار گيرند. آنها به مساله «بحران در چپ» پي‌برده بودند از اين‌رو در پي پتانسيل‌هاي ارزشمندي از مارکسيسم بودند و مفهوم «هژموني» در آراي آنتونيو گرامشي توجه آنها را به خود جلب کرد. البته در جنبش 68 آنها تلاش مي‌کردند که طبقه کارگر را به مبارزات جنبش‌هاي اجتماعي جديد پيوند زنند. بنابراين چند مفهوم در نظر آنها از اهميت بالايي برخوردار بود: «هويت»، «هژموني» و «آنتاگونيسم».

طبق نظر مارکسيسم کلاسيک، زماني که مبارزه طبقاتي از ميان برود، آنتاگونيسم نيز از بين مي‌رود، اما لاکلائو و موفه معتقدند که ما با آنتاگونيسم‌هاي بي‌شمار و کثيري مواجه هستيم. جنبش‌هاي اجتماعي کاملا نمودي از اين آنتاگونيسم‌هاست. به اعتقاد آنها جامعه‌اي بدون آنتاگونيسم وجود ندارد. همان‌طور که مي‌دانيم در نظريه اقتصادگراي مارکسيستي، دوطبقه هستند که با هم به نزاع مي‌پردازند. تضاد بين اين دو طبقه را شيوه توليد مادي به‌وجود مي‌آورد. از طرفي فرهنگ و ايدئولوژي و مفاهيمي از اين دست روبنا به حساب مي‌آيند، اما لاکلائو و موفه با پرهيز از اقتصادگرايي، از مفهوم طبقه تبيين ديگر ارائه مي‌دهند، آنها دريافتند که مفاهيم مارکسيستي دچار دگرگوني شده‌اند. اين پرسش را در برابر خود قرار دادند که با وجود هويت‌هاي اجتماعي جزء، سياست چگونه قابل فهم است؟ در پاسخ گفتند که جوامع داراي اشکال آنتاگونيسمي متکثري هستند که آنتاگونيسم طبقه يکي از آنهاست که در مارکسيسم کلاسيک بر آن تکيه شده است. در واقع مساله براي آنها، حول طبقه نمي‌چرخد بلکه کثرت تمرکز قدرت در جامعه است که بايد مورد پرسش قرار گيرد. عبارتي که آنها به‌کار مي‌گيرند «کثرت‌گرايي آنتاگونيستي» است. از نظر آنها، آنتاگونيسم، «محدوده و مرزهاي ذهنيت اجتماعي» است. بدين ترتيب دموکراسي مدنظر آنها، دموکراسي راديکال و پلوراليستي مبتني بر آنتاگونيسم است.

مفهوم کليدي در کتاب هژموني و استراتژي سوسياليستي، هژموني است. هدف آنها بارز کردن تکامل اشکال تحليل در درون مارکسيسم است. تحليل مارکسيستي در قرن 19 که مبتني بر جبر اقتصادي بود در بين‌الملل دوم و نظريه‌هاي پلخانوف شدت گرفت. از نظر لاکلائو و موفه، لنينيسم نمونه خوبي از تکميل جبرگرايي مارکسيسم کلاسيک است. طبق ماترياليسم تاريخي، براي انقلاب‌پذيري در ملتي(مثلا انقلاب روسيه 1917) بايد انقلاب دموکراتيک بوژوازي پيش از توسعه سوسياليسم صورت گيرد. پس مساله وحدت طبقات در برابر طبقه ديگر پيش مي‌آيد. لنين، اين را «تاريخ تصفيه‌کننده» مي‌نامد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 0:48 توسط رشيد احمدرش |

 

مقدمه

محروميت اجتماعي بهعنوان واقعيتي جديد همواره مورد توجه انديشمندان اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي بوده است. ليكن در دهههاي ابتدايي قرن بيستم پس از پيدايش بحثهاي توسعه اقتصادي و توسعه اجتماعي و به صورت مشخصتر با طرح مباحث مربوط به دولت رفاه، رفاه اجتماعي و سياست اجتماعي مورد تامل بيشتر قرار گرفته و ادبيات گستردهتري را به خود اختصاص داده است.

به لحاظ تاريخي بررسي علمي مسأله فقر و محروميت پس از انقلاب صنعتي و شروع بكار كارخانجات و شكلگيري طبقه جديد كارگر و برقراري رابطه كارفرما ـ كارگر در كشورهاي صنعتي و نيز با گسترش پژوهش اجتماعي مورد توجه قرار گرفت. با صنعتي شدن جوامع، بسياري از مردان و زنان از روستاها به شهرهاي جديد صنعتي مهاجرت نمودند و به عنوان كارگر در كارخانجات و معادن مشغول بكار شدند و از طرفي ديگر مجبور به سكونت در مناطق فقيرنشين و حاشيهنشين شهرها شدند. با بروز پديده حاشيه نشيني و وقوع مهاجرتهاي گسترده، از آنجا كه براي سكونت اين گروههاي جديد و نيازها و خواسته هايشان از قبل برنامهريزي نشده بود، خودبهخود موجب بروز مشكلات و مسايل فراواني نظير عدم دسترسي به مسكن مناسب، آموزش، بهداشت، و... شد و فقر و محروميت و بهدنبال آن نابرابري و شكاف طبقاتي به شكل جديد بروز نمود. نكته حائز اهميت اين است كه انسانهاي دوره جديد بر اثر وقوع تحولات و تغييرات چشمگير در دنيا در عرصههاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي، بينش و نگاهشان نيز نسبت به حيات اجتماعي تغيير كرده و به تبع آن نيازها و خواسته هايشان نيز گستردهتر و پيچيدهتر از گذشته شده است. در نگاه جامعهشناسان كلاسيك چون اميل دوركيم جوامع جديد در اثر گذار از مرحله سنتي به مرحله صنعتي، از انسجام اورگانيكي برخوردار شده و در درون آنها تقسيم كار پيچيده اي بوقوع پيوسته است كه اين تقسيم كار، مشاغل جديدي را خلق نمود و در نتيجه اصناف و گروه‏هايي سربرآوردند كه درگذشته وجود نداشتند (دوركيم، 144:1369). در ايران نيز با ورود صنايع جديد و شكلگيري طبقات كارگري و حاشيهنشين در شهرها، گروههاي محروم سربرآوردند. اين گروههاي محروم قبل از مهاجرت به شهر و قرار گرفتن در جرگه كارگران شهري در محيط روستا نيز محروم و فقير بودهاند. در قرن بيستم ميلادي «تحتتأثير بحران عميق اقتصادي دهه 1930 و در اثر اعتراضهاي مردمي از يكسو و فعاليتهاي اتحاديههاي كارگري از سوي ديگر، اقدام فوري و پايهاي دولتها در جهت درگيرشدن با مسأله فقر در دستور كار گنجانيده شد و در نتيجه مطالعات فقر دوباره رونق يافت. برنامههاي كمكرساني در شرايط فقر مطلق، مسأله بيمه بيكاري، از كارافتادگي و معلول شدن و به طور كلي برنامههاي عمومي دولتها در قالب رفاه اجتماعي به عنوان بخشي از وظايف دولتها مورد تأكيد قرار گرفت. ليكن با خاتمة جنگ جهاني دوم وتبديل شدن آمريكا به مركز ثقل قدرت و ثروت جهاني، شروع برنامه بازسازي ويرانههاي جنگ و آغاز برنامههاي توسعه برونزا (كه در واقع هدفي جز ادغام هرچه بيشتر اقتصادهاي حاشيهاي دنيايي كه به جهان سوم موسوم شده بود، در اقتصاد سرمايهداري نداشت) و بالاخره طرح مفهوم جامعة مرفه (Affluent Society) به عنوان هدف اصلي كشورها خاصه جوامع غربي، مسأله فقر مجدداً به فراموشي سپرده شد، بودجههاي تحقيقاتي درباب فقر به شدت كاهش يافت و مطالعات فقر روز به روز كمتر گشت. اما در اواخر دهه 1960 با توجه به جنبشهاي رهاييبخش ملي در جهان عقب نگاهداشته شده، جنبشهاي رنگينپوستان، مهاجران، كارگران و دانشجويان و حركتهاي اعتراضي نسبت به جنگ ويتنام و ساير اقدامات ايالات متحده از يك سو و شكست برنامههاي توسعه برونزا و عميقتر شدن شكاف بين كشورهاي فقير و غني، دوباره به مفهوم فقر و محروميت اجتماعي توجه شد» (پيران،100:1369).

غلامرضا غفاري*، محمدباقر تاج‌الدين**


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 0:37 توسط رشيد احمدرش |

 

 

        ڕه‌شید ئه‌حمه‌دڕه‌ش

 

 "کوندی مێنێروا به‌ کوێدا بفڕێ ماڵ وێرانی پێوه‌یه‌!  "

"سه‌دان ساڵه ‌پۆتین له‌به‌ر به‌سه‌ر چاره‌نووسی منا هه‌نگاو ئه‌نێی
لاڕێ ئه‌ڕۆی، لاڕێ ئه‌ڕۆی!
پۆتینه‌که‌ت ده‌ر بێنه‌ له‌ نیشتیمانی موقه‌دده‌سی من
گه‌ر چی مجێوری مزگه‌وت
که ‌ده‌بوو وشیاری بکردایته‌وه‌ 
" له‌م شۆینه‌ به‌ پۆتینه‌وه ‌ناچنه ‌سه‌ربه‌رماڵ
پێتی نه‌گوتبێ"

                                          

1- مێژوو چرای ڕێی داهاتوویه‌. گه‌لانی به‌خته‌وه‌ر ئه‌و گه‌لانه‌نن که ‌له ‌لایه‌که‌وه‌، نه‌ته‌وه‌که‌یان خاوه‌ن زه‌ینی به‌کۆیه‌ (Nation Memory)واته‌ بایه‌خ ئه‌ده‌ن به‌ مێژوو و لاپه‌ره ‌پڕکاره‌ساته‌کانی. ئه‌مان حه‌ول ئه‌ده‌ن بۆ خۆیندنه‌وه ‌و شڕۆڤه‌ و موتالاکردنی کتێبی مێژوو و چیرۆکی سه‌رکه‌وتن و ده‌سکه‌وته ‌مێژوویی‌یه‌کانیان، بۆ دیسان به‌رهه‌مهێنانه‌وه‌ی سه‌رکه‌وتن و مسۆگه‌رکردنی به‌خته‌وه‌رییه‌کانی گه‌ل. له ‌لایه‌کی تره‌وه‌، ڕێز ده‌گرن و بایه‌خی زۆریش ئه‌ده‌ن به‌ شکه‌ست و نوشسته‌کانی گه‌ل ـ با تامی تاڵیش بده‌ن له‌ده‌می گه‌لداـ و شیکاری و لێکدانه‌وه‌ی هۆکاره‌کانی شکه‌ست. چونکو به‌ڕاست لایان وایه‌ که ‌تێگه‌یشتن له ‌لاوازییه‌کانی ڕابردووی گه‌ل و هه‌ڵه‌ ئیستڕاتژیکی و ماڵوێرانکه‌ره‌کانی سه‌رکرده‌کان به‌ درێرایی مێژوو ئه‌توانێ ببێ به‌ له‌مپه‌ر و ڕێگر له ‌هه‌مبه‌ر دیسان به‌رهه‌مهاتنه‌وه‌ و دووپاتبوونه‌وه‌ی مێژووی شکه‌ست. بۆیه‌ گه‌لانی به‌خته‌وه‌ر و سه‌رکرده ‌لێهاتوویه‌کانیان که‌م وایه‌ له‌ کونێکدا دووجار مار پێیان وه‌دا.

به‌ڵام داستانی گه‌لانی نابه‌خته‌وه‌ر که ‌به‌شێوه‌یه‌کی خوازیار و نه‌خوازیار یان، زه‌ینیان تووشی په‌تای فه‌رامۆشکاری مێژوو هاتووه‌، یا له‌سایه‌ی ڕێبه‌رایه‌تی سه‌رکرده‌ ناشیاو و نا نیشتیمانپه‌روه‌ره‌کانیانه‌‌وه‌ـ که ‌بۆ شێواندنی مێژوو و به‌لاڕێدابردنی گه‌لان و ناساندنی مێژووی سه‌روپێ قرتاو و ناڕاست که ‌له‌وا پاڵه‌وانی نه‌ته‌وه‌یی به‌خایین و خۆفررش ده‌ناسێنێ و شۆفار و خوێڕی و چاوچنۆکیش وه‌ک پاڵه‌وانی نیشتیمان پارێزـ به‌مێژوویه‌کی شێواو ناڕاسته‌وه‌خه‌ریکن، که ‌له‌ڕاستیدا و بۆ ژیانی ئێستایان سوودبه‌خش نییه ‌و به‌رژه‌وه‌ندییه‌کانی گه‌ل ناپارێزێ. له‌ سایه‌ی ئه‌م نه‌خۆشییه‌وه ‌دۆست ئه‌بێ به‌ دووژمن و هاوڕێش ئه‌بێ به ‌"براده‌ر".

2- مێژوو کێ بینوسێته‌وه ‌باس له‌و ده‌کا. ئه‌م وته‌یه ‌زۆر له‌ وته‌یه‌کی ڕاست ده‌چێ و ئه‌توانرێ ده‌یان به‌ڵگه‌ی مێژوویی و ته‌نانه‌ت زانستیشی بۆ بهێندرێته‌وه‌. له‌وانه‌ بۆچوونه‌کانی نیچه ‌و هابێرماس و ده‌یان بیرمه‌ندی تریش که‌ باس له‌ پێوه‌ندی نێوان "زانست " و " ده‌سه‌ڵات " ئه‌که‌ن. که‌وابوو له‌ وڵاتێکی نائازاد و نادێمۆکڕاتدا، به‌ تایبه‌ت که ‌کاروباری وڵات له‌ژێر سایه‌ی ئایدۆلۆژییه‌کدا که‌ به‌هه‌ڵکه‌وت له ‌لایان ده‌سه‌ڵاته‌وه ‌بۆپاراستنی به‌رژه‌وه‌ندیه‌کانی تاقمێکی تایبه‌ت له‌ کۆمه‌ڵگا پشتگری و لایه‌نگری لێده‌کرێ، ڕوون و ئاشکرایه‌ که ‌بۆچوون سه‌باره‌ت به ‌مێژوو چۆن ئه‌بێ و چ جۆره‌ خۆێندنه‌وه‌یه‌ک له‌ مێژوو بواری خۆڕسکانی پێ ئه‌درێ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 0:25 توسط رشيد احمدرش |

 

                                   

ڕه‌شید ئه‌حمه‌دڕه‌ش     

ڕوژی هه‌شتی پوشپه‌ڕ له گووندێکی سه‌ر به پیرانشار مینێک ته‌قیه‌وه و لاوێک  به سه‌ختی بریندار بوو.

یه‌که‌م: ڕوژ نیه له‌م وڵاته دا کاره‌سات ڕوو نه‌دا. ڕۆژمان لێوڕێژه له ده‌نگی ته‌قینه‌وه‌ی بۆمبێک، مینێک ئاژاوه‌یه‌ک، بێ‌حورمه‌تی پێکردنی ژاندرمێکی سه‌ر شه‌قام به بیانوویه‌کی پڕوپووچ یان کوژران له سه‌ر کارتونێک سیگار یان ته‌قینه‌ِوه‌ی سێ ئێفێکی(3F) پڕ له‌ بێنزین. شه‌ویشمان لێوانلێوه له ناڵه‌و ئۆف‌و ئازارو خۆزیاو  بریا  وه‌دینه‌هاتووه‌کان.

دووهه‌م: له‌و مه‌ڵبه‌نده‌ی که‌وا ئێمه تێیا ده‌ژین، مرۆڤ نه‌ک هه‌ر له زۆرینه‌ی مافه‌کانی  بێبه‌شه و له هه‌مبه‌ر گه‌شه و خۆڕسکانی، ده‌یان کۆسپ و ته‌گه‌ره و له‌مپه‌ر هه‌یه، به‌ڵکوو مرۆڤ هه‌ست به به‌رته‌سک‌بوونی مه‌وداکانی ژیان ئه‌کات

 ژیان واتای سووڕانه‌وه  له ناو جغزێکی به‌سراوی بێجه‌مسه‌ری هه‌یه. ئه‌م مه‌ڵبه‌نده، مه‌ڵبه‌ندی داهاتووه خنکاوه‌کانه. ئه‌و شوێنه‌ی که کووندی مێنێروا باڵی به سه‌ر کێشاوه‌و مه‌رگ زۆر له ژیان ئه‌کا و مرۆڤ به هه‌نگاوه له‌رزۆکه‌کانی به‌ره‌و داهاتوویه‌کی نادیار له ژێر شمشێری داموکلوسدا، به‌ڕێوه‌وه‌یه. ئێره مه‌ڵبه‌ندی سیمی خاردارو سنورو خۆمپاره و کۆنه‌پایه‌گا و مین و ژاندرمه‌یه. وڵاتی مرۆڤه‌ بێ‌ناسنامه‌کان، مرۆڤه‌ ده‌ست و پێ‌قرتاوه‌کان! وڵاتی مناڵانی کاریگه‌ر و پیاوانی بێکار و دزانی بێچاوه‌ڕوو! وڵاتی قاچاغ و کوره‌خانه و خۆ سووتاندنه، " کوردستانی قابیلی که‌شف "!

سێهه‌م: له ماده ی شه‌شه‌می مه‌نشووری گه‌ردوونی بۆ پاراستنی مافی منداڵاندا هاتووه که:

- وڵاتانی ئه‌ندام له نه‌ته‌وه یه‌کگرتووه‌کان، مافی سروشتی و بنه‌ڕه‌تی هه‌موو مناڵان بۆ ژیان ئه‌سه‌لمێنن و حه‌ول ئه‌ده‌ن بۆ پاراستنی ئه‌م مافه.

- وڵاتانی ئه‌ندام هه‌وڵ ئه‌ده‌ن بۆ گاڕانتی و مه‌سۆگه‌ر کردنی مانه‌وه (Survival)و گه‌شه‌ی هه‌مه‌لایه‌نی مناڵان .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 0:8 توسط رشيد احمدرش |

انفجار مین در غرب کشور دوباره قربانی گرفت
تاکنون دهها نفر از ساکنان شهرستانهای مرزی استانهای کرمانشاه، کردستان و دیگر مناطق مرزی غرب کشور در اثر انفجار مین و مواد منفجره به جای مانده از جنگ تحمیلی کشته یا زخمی شده‌اند.
سه نفر از هموطنانمان شب گذشته بر اثر انفجار مین در اطراف روستای شوشمی شهرستان پاوه جان باختند.

به گزارش خبرنگار مهر، در این حادثه که نیمه شب گذشته حوالی ساعت 24روی داد، سه جوان به نامهای "کویستان محی‌الدین زاده" پسر کیهان محی‌الدین زاده عضو شورای اسلامی شهر پاوه، "توفیق شکری" اهل روستای شوشمی و "هیاس مهدیانی" از اهالی روستای نیسانه در اثر انفجار مین در منطقه مرزی نوسود کشته شدند.

پیکر دو تن از این افراد (محی‌الدین زاده و مهدیانی) در قبرستان عمومی شهرستان پاوه (ملا مقصود) و پیکر دیگر جان باخته این انفجار در روستای زادگاهش (شوشمی) به خاک سپرده شد.

صبح امروز جمعیت بسیاری از شهروندان پاوه، نوسود و روستاهای شوشمی و نیسانه در تشییع جنازه این افراد شرکت کردند.

تاکنون دهها نفر از ساکنان شهرستانهای مرزی استانهای کرمانشاه، کردستان و دیگر مناطق مرزی غرب کشور در اثر انفجار مین و مواد منفجره به جای مانده از جنگ تحمیلی کشته یا زخمی شده‌اند.
+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 23:48 توسط رشيد احمدرش |

مين

از ابتداي سال جديد؛
مين در مناطق کردنشين هفدهمين قرباني خود را گرفت
ايرن: 6 شهروند مريواني روز گذشته در اثر برخورد با مين به شدت مصدوم شدند که در اثر اين حادثه سه نفر جان خود را از دست دادند.



معاون سياسي و امنيتي استاندار کردستان در حالي اين خبر را اعلام کرد که مدير روابط عمومي مرکز پاکسازي مين ايران در گفت و گو با شهر، اين تعداد را 5 نفر خواند و گفت: اين افراد در منطقه "باي وه" در نزديکي مرز باشماق دچار حادثه شده اند که طبق اعلام استانداري اين وارد منطقه ممنوعه شده اند.
اين در حالي است که معاون سياسي و امنيتي کردستان تاکيد کرده است: بررسي دلايل وقوع اين حادثه ادامه دارد و پيش بيني اوليه اين است که اين افراد به صورت قاچاق قصد عبور از مرز را داشته اند.
اما منابع محلي از کشته و مجروح شدن 7 نفر در جريان اين حادثه خبر مي دهند. به گفته اين منابع 7 نفر "کول بر" که شغلشان بارکشي دستي از مرز است، در حال تردد از حاشيه هاي جاده اصلي بوده اند که دچار حادثه مي شوند. شنيده ها حاکي از اين است که در اين جريان 4 نفر کشته و 3نفر مجروح شده اند.
اين در حالي است که مسولان سازمان پاکسازي مين ايران، چندين بار اعلام کرده اند که پاکسازي مين در استان هاي آذربايجان غربي و کردستان به اتمام رسيده است. اما در سال جديد اين ها هفدهمين قربانيان مين در اين دو استان هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 12:43 توسط رشيد احمدرش |

هویت اصلی و سوابق سه جودوکای زنده هواپیمای توپولف
خبر آنچنان آشفته‏کننده بود که به سرعت در سطح شهر و حتی بخش‏هایی از استان منتشر شود و هیچ‏کس بروز ندهد تا حفظ آبرو شود، اما مگر می‏شد شناسنامه سه نوجوان کم سن و سال را به جای سه جودوکای سن و سالدار که یکی از آنها به خدمت سربازی نیز رفته، باطل کرد؟!
پس از انتشار خبر زنده بودن سه ملی‏پوش جودو و مرگ سه تن دیگر به جای ایشان، برخی درصدد این تخطئه خبر برآمدند و مسئولان فدراسیون جودو نیز در اقدامی عجیب، این حقیقت را تکذیب کرده و بار دیگر، هویت غیرواقعی سه قهرمان محروم این رشته را تایید کردند که بر این اساس، «تابناک» بنا به وعده داده شده، هویت اصلی و سوابق این جودوکاها را منتشر می‏سازد.

به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناک»؛ پس از انتشار خبر مرگ نابهنگام ده جودوکای ملی‎پوش رده نوجوانان، جامعه ورزش در بهت فرو رفت، اما با اعلام نام کشته‏شدگان، اتفاق دیگری نیز رخ داد که این همان، وقوع یک زلزله بر سر خانواه قربانیان در استان لرستان به مرکزیت خرم‏آباد بود!

سه تن از کشته‏شدگان که اصلاً از قهرمانان جودو به شمار نمی‌روند، صحیح و سالم در خرم‏آباد حضور داشتند و سه تن دیگر که اتفاقاً از گذشته دور سوابقی در قهرمانی داشتند، به جای آنها در این مسابقات جان دادند.

با توجه به این که خبر آنچنان آشفته‏کننده بود، به سرعت در سطح شهر و حتی بخش‏هایی از استان منتشر شد، هیچ‏کس بروز نداد تا حفظ آبرو شود؛ اما مگر می‏شد شناسنامه سه نوجوان کم سن و سال را به جای سه جودوکای سن و سالدار که یکی از آنها به خدمت سربازی نیز رفته باطل کرد؟!



 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 12:34 توسط رشيد احمدرش |

 

فرارو- حشمت الله فلاحت پیشه نماینده اسلام آباد در مجلس هشتم در واکنش به طرح انتصاب شهرداران از طریق وزارت کشور و استانداری ها گفت: «انتصاب شهردار توسط استانداری ها و وزارت کشور به تقابل جدی شهردار و مدیران اجرایی شهر می انجامد و انتصاب شهردار به معنای حذف شوراها در فرایند تصمیم گیری در امور شهر است.» 

مجلس شورای اسلامی طرحی را در دستور کار خود قرار داده است که در صورت تصویب آن شهردارها توسط استانداران و وزارت کشور انتخاب می شوند و این امر از حیطه اختیارات شورای شهر خارج می گردد. این مسئله اما اعتراض شدید اعضای شوراهای شهر به خصوص در کلان شهر تهران را در پی داشته است مهدی چمران رییس شورای شهر تهران در اعتراض به این طرح گفته بود "تعجب مي‌کنم که دوستان خوب مجلس اين طرح را پيشنهاد داده و امضا کرده‌اند از آنها درخواست مي‌کنيم آن را پس گرفته و با چشم باز به اين طرح نگاه ‌کنند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 12:32 توسط رشيد احمدرش |

 غفاری زاده و فولادیان                                   

مقدمه
ما در این مقدمه ابتدا شرح مختصری از زندگی پوپر را نقل می‌کنیم و در ادامه اندیشمندان تأثیرگذار بر آراء او را معرفی و سپس سؤالات اساسی این مقاله را مطرح می‌کنیم.

الف : زندگی‌نامه پوپر
پوپر فیلسوف آزاداندیش لیبرال در سال 1902 در وین چشم به جهان گشود. پدرو مادرش یهودیانی بودند که به کیش پروتستان درآمده بودند و پوپر با ایمان و آراء و تشریفات این مذهب بزرگ شد. او در حدود پانزده سالگی به حزب سوسیالیست اتریش پیوست و از نوجوانان فعال آن حزب شد. در آن زمان به جناح مارکسیت آن حزب تعلق داشت، ولی در سه سال بعد ایمان خود را به آن ایدئولوژی از دست داد. (کاتوزیان، 1375 : 18) خود پوپر در طی یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید : «هنگامی که 13 ساله بودم، مارکسیت شدم، و در 1919 کمی مانده به هفده سالگی‌ام، ضد مارکسیت شدم، اما تا 30 سالگی سوسیالیست ماندم.» (پوپر و مارکوزه، 1380 : 14) و اگر پیوند سوسیالیسم و آزادی فردی ممکن بود، هنوز سوسیالیسم بودم (پوپر، 1369 : 45).
در همان سال‌ها بود که او با فیلسوفان جوان محفل وین به بحث و گفتگو پرداخت. اما به زعم نزدیکی‌های شخصی و فکری که در آن زمان با آنان و به ویژه کارناپ احساس می‌کرد با این محفل آنقدر اختلاف اساسی داشت که بعدها به عنوان بزرگترین نقاد همین مکتب شناخته شد و نظریه علم خود را در برابر برداشت‌های آنان صورت‌بندی کرد که حاصل آن در سال 1934 در کتابی تحت عنوان «منطق اکتشافات علمی» به چاپ رسید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 0:25 توسط رشيد احمدرش |